کلاسیک بینی؛ همه چیز در یک شب رخ داد
به گزارش وبلاگ صبوحا، فیلم یک شب رخ داد حاصل همکاری درخشان میان کارگردان فرانک کاپرا و فیلمنامه نویس رابرت ریسکین است. فیلمی که در فهرست 250 فیلم برتر imdb در تاریخ سینما واقع شده است و برنده پنج اسکار از جمله بهترین فیلم، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمنامه شد.

خیلی ها تصور می نمایند دیدن فیلم کلاسیک کار سختی است. به نظرشان فیلم های سیاه و سفید دمده هستند و به درد این روز و روزگار نمی خورند. از امروز تا آغاز سال جدید که فیلم های اسکاری هزاره سوم را در تعطیلات معرفی می کنیم هر روز یک فیلم کلاسیک حال خوب کن برایتان کنار گذاشته ایم. فیلم هایی که شیرین هستند و دوست داشتنی و حالتان را در این روزها خوب می نمایند. فیلم هایی که نشان می دهند دیدن آثار کلاسیک نه تنها کار سختی نیست که می تواند یک سرگرمی مفرح باشد.
بخش زیادی از پیروزیت فیلم مرهون فیلمنامه جذاب و خوش ریتم رابرت ریسکین با شوخی های زیاد است. فیلمنامه ریسکین بعدتر الگویی برای خیلی از فیلم ها شد و در بسیاری از کمدی-رمانتیک ها می گردد رد پای یک شب رخ داد را جست وجو کرد.
موقعیت مرکزی فیلم درباره دختر ثروتمندی است که می خواهد با یک مرد لاابالی ازدواج کند. پدرش مخالف ازدواج است و دختر از خانه فرار می نماید. این وسط یک مرد روزنامه نگار که دنبال یک قصه درجه یک است چون از کارش اخراج شده دنبال این داستان را می گیرد و با دخترک همراه می گردد. بقیه اش هم که قابل حدس است. حتی فیلم همسفر که در سال های پیش از انقلاب با بازی بهروز وثوقی ساخته شده بود هم از همین الگو پیروی می نماید.
نکته جالب این که حتی کاپرا که فیلم های خودش را گاهی بازسازی می کرد هیچ وقت نسخه ای از روی یک شب رخ داد نساخت. هیچ بازسازی رسمی از این فیلم صورت نگرفت احتمالا به این دلیل که فیلم چنان الگوی قصه گو و روایی درخشانی دارد که به صورت غیرمستقیم بارها و بارها از آن الهام گرفته شده است.
جلوی دوربین نمی گردد نقش مهم کلارک گیبل و کلودت کولبرت را در نقش های اصلی فراموش کرد. در دورانی که هر دویشان ستاره هستند و به خصوص کولبرت شیرینی و بامزگی خاصی به نقش دختر اضافه می نماید. سمج و لجوج است و فرایند نرم شدنش و خو دریافت اش با زندگی معمولی خیلی بامزه از کار درآمده. گیبل هم همان مرد طعنه زن خونسرد همیشگی است که کم کم متوجه می گردد دختر به اندازه ای که او تصور می نموده لوس و از خودراضی نیست.
کاپرا و ریسکین همکارهای خوبی برای یکدیگر بودند. بعد از یک شب رخ داد همکاری های پیروز دیگری داشتند که با آقای دیدز به واشنگتن می رود ادامه پیدا کرد. کاپرا ریتم شوخی های فیلمنامه های ریسکین را خوب درک می کرد و می توانست میزانسن هایی بچیند و بازیگرانی انتخاب کند که بهترین تصویر برای فیلمنامه ریسکین باشند. یک شب رخ داد تنها چند سال بعد از ورود سینا به دوره ناطق ساخته شد اما به طرز عجیبی هنوز هم فیلمی است که موقع دیدنش به مخاطب خوش می گذرد. ریسکین دیالوگ نویسی فوق العاده ای در فیلم دارد. دیالوگ های تند و تیز و شوخ طبعانه ای که بعضی از تعبیرهایش مثل استفاده از دیوار جریکو در فیلم به معنای فاصله میان مرد و زن در ذهن باقی می ماند.
اگر بخواهیم درباره پیروزیت فیلم یک شب رخ داد صحبت کنیم می گردد به اسکاری اشاره نمود که سال 1934 برای بهترین فیلم به خانه برد. هنوز که هنوز است اعضای آموزشگاه اسکار فیلم های کمدی-رمانتیک را آن قدر جدی نمی گیرند. چه برسد که جایزه اسکار بهترین فیلم را هم به آن بدهند.
یک شب رخ داد جنگ قدرتی میان کاراکتر زن و مردش به راه می اندازد. قدرت ریسکین، کاپرا، گیبل و کولبرت در این است که خیلی خوب پیروز می شوند در این جنگ قدرت موازنه را حفظ نمایند. دو بازیگر فیلم هر دو از خودشان مطمئن هستند و در بازی شان هم معین است.
الگوهای قصه یک شب رخ داد در حقیقت مرجع بسیاری از کمدی-رمانتیک های بعد از خودش است. و با این حال از خیلی از آن ها فیلم بهتری است.
منبع: دیجیکالا مگ